اگه گفتی امروز چه روزیه ؟ بگو دیگه ! زیاد فکر نکن ! امروز همون روزیه که دلم برات تنگ شده !!!
عشق یعنی اینکه وقتی میخوای برسونیش ٬ رادیو پیام رو روشن کنی و ببینی کدوم مسیر پر ترافیک تره !
عشقی که تنها با یک نگاه آغاز میشود ، با شناخت سست و سست تر میشود ولی عشقی که با شناخت آغاز میشود با هر نگاهی عمیق و عمیق تر میشود . . .
2تا گل بگیر دستت ، یکی دست راست ، یکی دست چپ ولی من گل وسطی رو دوست دارم !
عشق یعنی اینکه وقتی میخوای برسونیش ٬ رادیو پیام رو روشن کنی و ببینی کدوم مسیر پر ترافیک تره
آن شب که شد زندگی ما آغاز ، آغاز شد افسانه این سوز و گداز دادند به ما دلی گفتند بسوز ، دیدند که سوختیم گفتند بساز . . .
دل تمنا میکند تا من بسازم خانه ای / عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای !؟
من و تو از تبار بی کسانیم / در این غوغا چه کس را کس بدانیم کسی نشنید فریاد کمک را / کمک کن تا برای هم بمانیم
اگر لیلی به مجنون داده میشد / دگر هیچ عاشقی رسوا نمیشد
من که پشت پا زدم به هرچه هست و نیست تا که کام او ز عشق خود روا کنم خود را نمیبخشم ، اگر که زین پس به عاشقان وفا کنم . . .
یافتن میلیون ها دوست معجزه نیست ، معجزه توئی که بین میلیون ها دوست ، تکی !
بزرگ ترین درد دنیا اینه که بدونی پناه لحظه هات . پناه دیگری دارد . . .
سلام ای بی وفای بی مرووت / سلام ای ساز گیتار محبت سلام کردم نگی تو بی وفائی / وگرنه ما که عاشقیم بی مرووت !!!
نگاهی کرد و در به در کرد ، یقین کرد عاشقم بعدش سفر کرد شکسنی خورد و آمد تا بماند ، ولی من رفته بودم ، او ضرر کرد . . .
میروم دیگر شما یادم کنید / من که رفتم این غزل ها را شما دفتر کنید میروم تا دل نبندم دل به خوبی هایتان / باز هم دل بستم و زخمی شدم ، باور کنید . . .
خسته در حبس زمینم ، ماه من یادم کن به نگاهی ، به پیامی ، سخنی شادم کن !
تو رفتی و من شدم لحظه شمارت / دو قطره اشک مانده یادگارت اگر برگشتی و من را ندیدی / بدان که مرده ام از انتظارت . . .
باز هم ثانیه ها اسم تو را جار زدند و دقایق امشب یه تو تکرار زدند سکوتی که در این عقربه ها میچرخید ، نکند در دل تو اسم مرا دار زدند
کاش میدانستی آن کس که در تو امید به زندگی را پرورش میداد ، خودش محتاج قطره ای از باران محبت بود
در طوفان زندگی ، با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است . . .
ای اشک ، آهسته بریز که غم زیاد است / ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است امروز کسی محرم اسرار کسی نیست / ما تجربه کردیم ، کسی یار کسی نیست . . .
آنجا که توئی ، رهگذری نیست مرا / جز دوری تو غم دیگری نیست مرا خواهم که به جانبت پرواز کنم / حیف است که هیچ بال و پری نیست مرا
تا گل بگیر دستت ، یکی دست راست ، یکی دست چپ ولی من گل وسطی رو دوست دارم !
اکثر ما نه به خاطر یافتن فردی کامل ، بلکه به خاطر کامل دیدن یک فرد نا کامل عاشق میشویم که از پیله تنهائی خود رها شویم
با دل عاشق بد نکن ای آدم نامهربون / سنگدل و بی وفا نشو ، یه دل داری اینم نشون
عشقی که تنها با یک نگاه آغاز میشود ، با شناخت سست و سست تر میشود ولی عشقی که با شناخت آغاز میشود با هر نگاهی عمیق و عمیق تر میشود . . .
|