تو عروسي اقوام داماد ميگن نون و پنير و نعنا مادر عروس شد تنها، پدر عروس ميشنوه وبلند ميگه نون و پنير و پونه پس من چوسم تو خونه؟

ترکه لنگ بوده با کشتي ميره سفر...وقتي برميگرده رفيقش ميگه: خب سفر خوش گذشت؟؟ ميگه نه بابا همش استرس داشتم هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب.

زن به شوهر: من پنج دقیقه میرم خونه اقدس خانم باهاش حرف بزنم تو هر نیم ساعت یک سری به غذا بزن

تست کنکور هنر

اولين هنري که پس از ديدن چهره آرايش کرده دختران امروزي به ذهن شما متبادر ميشود چيست؟

الف: مينياتور. ب: صافکاري، بتونه کاري و نقاشي اتومبيل!! ج: دوپينگ!!!! د: من به ناموس مردم نگاه نميکنم

چهار روز اول
چهار روز اول دوستي دختر و پسر: روز اول: دوسم داشته باش، بهم دست نزن،

روز دوم: بهم دست بزن بوسم نكن، روز سوم: بوسم كن اما ... خبري نيست، روز چهارم: ... اشكالي نداره اما فراموشم نكن

میدونی لرا به ۷۵۰ گرم چی میگن ؟......نیم کیلو و نیم.

از ترکه می پرسن که برای بستن یک لامپ به چند نفر ترک احتیاج داری؟ می گه 3 نفر می گن چرا 3 نفر ؟ میگه: یه نفر میره بالا نردبون لامپ رو بگیره .. دو نفر هم از پایین،

نردبون رو بچرخوونند.

شرکت کانن موفق شد سريع ترين دوربين عکاسي جهان رو بسازه . سرعت اين دوربين به قدري بالاست که ميتونه از خانم ها در لحظه اي که دهنشون بسته است ، عکس بگيره.

چهار فعاليت بعد از خروج باد بي‌صدا: زل زدن به چشم‌هاي ديگران، حفظ اعتماد به نفس، تلاش جهت پراكنده سازي بو، فرار هرچه سريعتر از محل حادثه.

تركه باباش ميمره، هفتمش شلوغ ميشه، چهلمش بليط ميفروشه!!!

رشتي ميميره ميبرنش توي يك اتاقي كه توش پر ساعت بوده ... بعد بهش ميگن اين ساعت ها مال زن هاس!‌ هر زني كه يه بار خطا كنه، عقربهء ساعت يك دور ميچرخه ...

رشتيه ميپرسه ساعت زن من كو؟ بهش ميگن اونو گذاشتيم اون بالا جاي پنكه كار كنه!!!

مامانه برا بچش لالايي مي خونده يه نيم ساعتي كه مي گذره بچه ميگه خوب ديگه مامان خفشو مي خوام بخوابم!!!

يه روز دختر تركه ميره پيشه باباش ميگه: بابا نقاشيم قشنگه؟ باباه ميگه: آره دخترم. حالا بگو چي كشيدي؟ دختره مي كه يه گاو با علف. باباه ميگه: پس كو علفا؟ دختره

ميگه: گاوه همشو خورده! باباه باز مي پرسه: پس كو گاوه؟ دختره ميگه: گاوه علفاش تموم شد رفت !!!

تركه ميره مانور اسير مي شه !!!

خونه اصفهانیه آتیش میگیره میس کال میزنه به آتش نشانی

تركه خواب مي‌بينه كه پترسه (پسر هلندي) و سد سوراخ شده، با عجله ميره و انگشت مي‌كنه تو سوراخ سد، هي فشار ميده ميبينه آب مياد بيرون، دوباره فشار ميده، بازم آب مياد

بيرون، يه دفعه پدرش يه سيلي محكم ميخوابونه توي گوشش، تركه از خواب مي‌‌پره و ميگه:چرا مي‌زني؟ باباش ميگه: آخه پدرسگ، باسن منو پاره كرده!

از يه ترک مي‌پرسند: كدوم برنامه تلويزيون رو بيشتر از همه دوست داري؟ ميگه: پيام بازرگاني! ميپرسن: چرا؟ ميگه: چون بينش سريال پخش مي‌كنند!