در پلك های چشمانت لانه كردم . پلك نزن خانه خرابم می كني


تو با من گفتگو کردی و رفتی
کسی را جستجو کردی و رفتی
 نشستی لحظه ای از عشق گفتی
دلم را زیر و رو کردی و رفتی


بيشتر از اينکه بهت بگه دوست دارم ميگه مواظب خودت باش ، پس مواظب خودت باش


آنروز که همه دنبال چشمان زیبا هستند...تو به دنبال نگاه زیبا باش.


باید آهسته نوشت ، با دل خسته نوشت ، با لب بسته نوشت گرم و پررنگ نوشت... روی هر سنگ نوشت تا بخندند همه که اگر عشق نباشد دل نیست


من در این شهر غریبم و در این خاک فقیر
به کمند تو گرفتار و به دام تو اسیر
آتش عشق چنان در دلم افروخته بود
دیده گر آب نمی ریخت جگر سوخته بود