قزوینیه دم مردن وصیت میكنه كه وقتی مردم منو بسوزونید و از خاكسترم پودر بچه درست كنید.


قزوينيه مي گن شما چرا اينقدر خوشبختين؟ ميگه: براي اينکه بخت مي ترسه به ما پشت کنه


کمربند شلوار ضامن سلامتی شماست . (روابط عمومی شهرداری قزوین) 


با توجه به مسدود بودن راههای خروجی قزوین و گیر افتادن هفت هزار مسافر، امروز در قزوین عید اعلام شد 


یه روز یه اصفهانی و یه تهرانی ۰و یه قزوینی می میرند.آنقدر به خدا التماس می کنند تا اینکه خدا با برگشتن آنها به دنیا موافقت می کنه به شرطی که دیگه گناه نکنند وگرنه سنگ می

شوند. خلاصه آنها به دنیا برمی گردند.همان اول کار تهرانیه یه دختره را میبینه و می افته دنبالش. همان دم سنگ میشه.بعد مدتی اصفهانیه یه ۵ تومانی روی زمین می بینه خم

میشه که برداره قزوینیه می گه : خاک تو سرت . هم خودت رو بدبخت کردی هم منو 


به قزوینیه می گن چه اهنگی دوست داری؟ می گه اون اهنگ معین که می گه. پشتت رو کردی بر من بگو مگو نداره


قزوينيه مي‌ميره، پسرش مي‌بينه وصيت كرده قبرشو شيب دار بسازن!
چند وقت بعد قزوينيه مياد به خواب پسرش، پسره مي‌پرسه: بابا جريان اين قبر شيب دار چيه؟
قزوينيه ميگه: بالام‌جان، تا بچه‌ها بيان روش سر بخورن!

پسره به دختره ميگه : چقدر امشب خوش بگذره ، سه تا بليط سينما گرفتم ! دختره ميگه : چرا سه تا ؟ من و تو که 2 نفر بيشتر نيستيم ؟ پسره ميگه : نه ، سه تا بليط گرفتم

واسه بابا و مامان و داداشت

اگه بین 6 تا قزوینی گردن کلفت توی یک اتاق گیر افتادی چه کار می کنی؟!!... تو که کاری از دست بر نمیاد.... پس سعی کن بهت خوش بگذره!!!

قزوینی به رشتی انداخت رشتی سوت می کشید گفت چرا سوت می کشی گفت یک کیلو گوشت توی زود پز می ندازی سوت میکشه تو پنج کیلو انداختی من ساکت باشم