شعر برای اس ام اس
جا خالي ميدم بخوري زمين حالت بگيره
گر چه از دوري اين فاصله ها مأ يوسم
از همين فاصله دور تو را مي بوسم
الهي شمع بشي، پروانه شم، دورت بگردم
بعدش فوتت کنم، خاموش بشي، هرهر بخندم
اي با صفا تو را زنم صدا
هر روز مي دهم ندا
اگر داشتي حيا
اس ام اس ميفرستادي گدا !
یک حلقه طلایی,اسمتو روش نوشتم
طلا نبود حلب بود,سرتو کلاه گذاشتم
توي اردو گاه قلبتء منم يه اسير جنگي
تو منو شکنجه ميديءتوي اين قلعه ي سنگي
اي كه از درد دلم با خبري
قرص دل درد مرا كي مي خري
بميرد آنکه غربت را بنا کرد
تورا از من، مرا از تو جدا کرد
گر عاشق شدي در شهر غربت
سوار خر بشو برگرد ولايت!
اگر روزي به يادت گريه كردم
بدان آن روز پيازي رنده كردم
زضرب من تا جمع تو راهي بجز تفريق نيست
دل خوش به مجموعم مكن اينجا مگر تقسيم نيست
با راديكال عشق بيا تا بشكند مجذور من
چيزي نگفتن بهتر از سينوس تو آلفاي من
بوسه برعکست زنم ترسم که قابش بشکند
قاب عکس توست اما شيشه عمر من است
بوسه بر مويت زنم ترسم که مويت بشکند
موي توست اما ريشه عمر من است